عبد المحمد آيتى

105

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

در اين زمان سلطان كنبائت مطيع و منقاد شد و رسولى همراه هدايا و تحف و به حضرت روانه نمود و خراج پذيرفت و شحنه قبول كرد و با آن كه كافر بود اسلام آورد و خطبه بنام اتابك خواند . طغراء منشور اتابكى بعد از بسمله اين بود : « وارث ملك سليمان عادل جهان سلطان البر و البحر مظفر الدنيا و الدين ابو بكر بن سعد بن ناصر عباد اللّه المؤمنين . » و توقيعش « الحكم للَّه » بود . [ 179 ] اتابك سپس به تسخير بلاد پرداخت و جزيرهء اوال را كه بحرين خوانند و در تصرف المستعصم باللَّه بود بگرفت و امير محمد ابن ابى ماجد را در روز جمعه سوم ذى الحجه سال 633 اخراج كرد و نيز جزيرهء قطيف را كه در تصرف اعراب بدوى بود پس از تسخير قلعهء طاروت كه بر سنگى بنا شده در بهار سال 641 بگرفت و ابو عاصم بن سرحان بن محمد بن عمرو بن سنان را كه از وجوه و مشايخ آن ديار بود به قتل آورد . ولى چون اعراب از پاى نمىنشستند و هر بار موجب دردسرهائى مىشدند اتابك از در ملاطفت درآمد و مقرر گردانيد كه هر سال هنگام چيدن خرما دوازده هزار دينار مصرى به مشايخ و امراء عرب رساند و زياده از اين تعرضى نرسانند اعراب راضى شدند و تا به امروز آن رسم برجاى است . در سال 654 حكومت آنجا را به عصفور بن راشد بن عمير و مانع بن على بن ماجد بن عمير داد . اتابك چون 36 سال پادشاهى كرد [ 180 ] در سن هفتاد سالگى به سال 659 بدرود حيات گفت . [ 181 ] چون اتابك ابو بكر جهان را بدرود گفت ، سرزمين فارس بىسامان شد و اين بىسامانى تا به امروز ادامه يافته است . پسرش سعد در آغاز آن سال با برگ تمام به رسم نوا نزد هلاكو خان رفته بود در اثناء مراجعت بيمار شد و در شهر طبرتو خبر مرگ پدر و بشارت سلطنت به دو دادند و سكه‌هائى را كه به نامش ضرب شده بود به او نمودند ولى او پس از هيجده روز درگذشت . تابوت او را به مدرسه عضدى شيراز كه تركان خاتون ساخته بود نقل كردند و پسرش اتابك محمد را كه هنوز كودك بود بر تخت نشاندند . تركان مادر او كه خواهر علاء الدوله اتابك يزد بود كه به كار پادشاهى پراخت و در اصلاح حال رعيت كوشيد و خزائن اتابك ابو بكر را بذل و بخش كرد و خواجه نظام الدين ابو بكر را كه درجهء اشراف يافته بود به منصب وزارت رسانيد و همراه رسولان هدايائى به خدمت هلاكو خان فرستاد و اظهار اطاعت كرد و از حضرت ايلخانى بر حكومت و سلطنت